الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
70
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
روزبهروز اينگونه مباحث كمرنگ مىشود و از رونق آن كاسته مىشود ؟ علامه در پاسخ مىنويسد : چيزى كه هست اين است كه عنايت بشر و فعاليت فكرى وى در اين بحث روزبهروز كمتر مىشود و حال آنكه در گذشتهء زمان روزبهروز بيشتر بوده است ، ولى كمرنگ شدن مباحث خداشناسى در بعضى از مقاطع تاريخ شاهد روشنى بر فطرى نبودن آن نيست ؟ وانگهى همانگونه كه گفته شد مقتضيات زمان و گرفتارىهاى نوع بشر مجال را از پرداختن به اين مباحث از بشر سلب كرده است . و گرنه همانگونه كه گفتيم كه بحث از خدا فطرى است . اينجا يك پرسش ديگرى پديد مىآيد و آن اينكه اگر بحث و گفتوگو دربارهء خدا فطرى است چرا همهء افراد بشر به اين بحث علاقه نشان نمىدهند ؟ چرا تنها محرومان و بيكاران به اين بحث علاقه نشان مىدهند ؟ چرا هر اندازه كه علم و تمدن پيش مىرود و بشر سرگرمىهاى جدى و واقعى پيدا مىكند از حرارتش نسبت به اين بحث كاسته مىشود ؟ پاسخ ما : همانگونه كه علامه متذكر شد در گذشته قسمت عمدهء سرگرمى بشر را « الهيات » تشكيل مىداد ، اما امروز يا براى اين مسائل جايى در تعليمات عمومى نيست ، و يا هست ولى بهمقدار بسيار ناچيزى است كه نشاندهندهء كاهش حرارت بشر در اين مسائل است . دكارت كه در رأس تحول جديد علمى قرار گرفته است با اينكه يك مرد الهى است تصريح مىكند كه من فقط قسمت بسيار كمى از وقت خود را صرف الهيات مىكنم ، عمدهء اوقاتم صرف رياضيات و طبيعيات مىشود . بعد از دكارت هرچه بر زمان گذشته است اين علاقه و حرارت كمتر شده تا جايىكه در ميان بعضى ملتها به صفر رسيده است . در صورتى كه اگر بحث در الهيات فطرى مىبود با پيشرفت علم و تمدن كاهش نمىيافت و احياناً به صفر نمىرسيد . پس معلوم مىشود علت گرايش بشر به اين معانى و مفاهيم چيز ديگر غير از فطرت ذاتى بشر است .